روابط نامشروع خانوادگی ارتباط نا مشروع خواهر و برادر زنای محارم رابطه پدر با دختر مادر و پسر داستان لذت حکم رابطه تلفنی

روابط نامشروع خانوادگی ارتباط نا مشروع خواهر و برادر زنای محارم  رابطه پدر با دختر مادر و پسر  داستان لذت حکم رابطه تلفنی

خدایا رابطه نامشروع یک خواهر با برادرش تا کی ؟

زنا با محرم تا کی…

Adultery mother Father Illegitimate liaison brother Sister Affair

با برادر کثافتم هر شب ارتباط نامشروع دارم، هر وقت کسی خونه نیست میاد سراغم و تا اخرش میره، دیگه خسته شدم؛ میدونم زنای با محارماز این رابطه، شدیدا احساس گناه میکنم، به دوستام غبطه میخورم، با برادر اشون واقعا مثل برادر و خواهر هستن و چقدر با هم رفیق و شادن؛ وقتی درباره رابطه با برادر شون می پرسم ، اونقدر خودمو می بازم که بهم شک میکنن…

بهشون حسودیم میشه ، چرا من نمیتونم یه رابطه سالم داشته باشم، یار و همدم واقعی داشته باشم. چرا محرم من؛ برادر من!!! شده کسی که هر شب باید منو… وقتی تو چشمای برادرم نگاه میکنم، احساس شرم میکنم؛ تقریبا اون هم همینطور، یه وقتایی که اسم غیرت و خواهر و برادر میاد ، خجالت می کشه و بحث رو عوض میکنه.


رابطه نامشروع خواهر و برادر

ارتباط روابط نامشروع خواهر و برادر پدر مادر دختر و پسر


لــبــاس هـای لــخــتــی

البته تقصیر خودم هم هست، چون جلوی یه کسی که بالغ شده (حتی برادر)؛ نباید لباسای تحریک کننده و خیلی لختی و نازک و لباس خواب و … می پوشیدم. بهش میگم دیگه ادامه ندیم زشته؛ میگه این خرافاتا دیگه قدیمی شده!

میترسم یه روز از این برادر عوضی، از این “محرم خواهر” حامله بشم و مجبور به سقط جنین و … خیلی وحشتناکه… خدایا کمکم کن…

 “رابطه نامشروع خواهر و برادر”  

 میترسم مادر پدر و خواهرم (که یه دختر تارک دنیا است)، یه روز من و برادرم رو در حال اون کار زشت… ببینند، میترسم این استرس ها و احساس گناه ؛ بر روحیاتم شدیدا تاثیر منفی بگذاره، میدونم که سینه هام و جای دیگه ام… هم تغییر شکل میدن…

چـهـره این بـرادر بی غیرت” 

دیگه اون معصومیت دوران بچگی رو نداره ، کم کم داره خیلی دریده و یه جوری میشه، میترسم این بلا سر قیافه خودم هم بیاد.

همش بد میارم، تو سایت شما خوندم که هرکی به میوه ممنوعه زندگیش نزدیک بشه؛ اول از مقامش فرود میاد و بعد لباس عزت از تنش در میاد و سوم شرایط زندگیش سخت تر میشه. تقریبا همه این اتفاق های بد توی زندگیم افتاده و دیگه کاملا میدونم که علتش چیه! البته شما نوشتین که همیشه راهی برای برگشتن به سمت خدا هست.

کفقط به همین دلخوشم که یه روزی برمیگردم بسوی خدا یعنی امیدوارمک

خیلی وقتا میخوام خودکشی کنم… برادر هرزه ام رو نفرین میکنم که البته شما گفتین که نفرین کار درستی نیست، بخدا خسته شدم.

همش خودم رو سرکوفت میکنم و به خودم و برادر نامردم بد و بیراه میگم، یه جورایی دیگه؛ روزها خواهر و برادر هستیم و شبها زن و شوهر!!! لطفا یکی راهنماییم کنه.


[ ایـن درد دل یکـی از خـوانـنـدگـان سـایـت بـود [


محرم یعنی حرام شده، ارتباط نامشروع خواهر برادر مادر پسر پدر دختر

بت – رابطه نامشروع پدر دختر مادر پسر خواهر برادر (ارتباط)


متاسفم برای مادر و پدر های ایرانی؛

که حتی معـنی کـلمه “محرم” رو هم نمیدونند.


 محرم یعنی حرام شده – چی حرام شده؟ متاسفانه کسی نمی دونه…

عکس کشتی گرفتن خواهر و برادر رابطه زنا محرم محارم

محرم یـعـنـی: ازدواج کردن خواهر و برادر با هم حرام شده ، اما در ایران به اشتباه اینطور جا افتاده که: محرم یعنی یک خواهر و برادر، در سن بحرانی بلوغ،  باید جلوی همدیگه لباس های لختی بپوشند، برجستگی های همدیگه رو ببینند، با هم کشتی بگیرند، و حتی شبها در یک اتاق با هم تنها بخوابند.

اما اون کسی که کلمه محرم رو طراحی کرد و بنیان گذاشت، فقط منظورش این بود که ازدواج خواهر و برادر با هم حرام شده، خلاصه که از این تفسیر اشتباه کلمه محرم و نامحرم؛ چه فجایعی در تاریخ رخ داد…

البته همه اش هم این نیست، اون مادر یا پدر که با پسر یا دختر خودش رابطه نامشروع و ممنوع داره مریضه؛ این بیماری در قلبشون هست، وگرنه پوشاندن برجستگی های بدن، البته که یه کمی تاثیر داره، ولی در مجموع یک قلب بیمار کار خودش رو میکنه.


دلایل روابط نامشروع خانوادگی

Reasons

بررسی علل پدیده شوم روابط نامشروع در یک خانواده ،رابطه مادر و پسر، خواهر و برادر، پدر و دختر

دلایل روابط نامشروع خانوادگی خواهر و برادر، مادر و پسر، پدر و دختر

  1. نداشتن اعتماد بنفس برای ارتباط با جنس مخالف در خارج از خانه.
  2. پوشیدن لباس های تحریک کننده.
  3. در معرض دید گذاشتن برجستگی های بدن… از عوامل مربوط به خانواده است.
  4. غفلت پدر و مادر…
  5. محدود کردن جوان توسط خانواده برای ارتباط سالم با بیرون از خانواده.
  6. تربیت خانگی اشتباه…
  7. نگرش نادرست خانواده و جامعه.
  8. فرهنگ غلط قومی و بومی.
  9. محدودیت های جنسی توسط خانواده و جامعه…
  10. بیماری های روانی یا همون مرضی که در قلب آدما هست…
  11. آگاهی ندادن به دختر و پسر (خواهر و برادر) که انواع روابط چیست و کدام درست و کدام غلط است.
  12. شاید پول حرام…
  13. شاید اعمال گذشته پدر و مادر…
  14. فراموش شدن ارزش های خویشاوندی.
  15. لذت روابط ممنوع و قاچاق.
  16. از بین رفتن عزت نفس دختر و پسر (خواهر و برادر) پدر و مادر…
  17. بی اعتنایی جامعه به حرمت ها.
  18. علاقات و وابستگی شخصیتی (خواهر و برادر) به یکدیگر.
  19. بیکاری و خانه نشینی (خواهر و برادر) …

از دیگر عوامل موثر در این فاجعه ناگوار و ناخوش آیند می باشند.


 رابطه نامشروع مادر و پسر: 

در سکوت و خاموشی شب، قید نسبت و وابستگی را میزند؛ حرمت مادری را زیر پا می گذارد، خط تیره را دنبال میکند. حرارت شهوت ممنوع و اندام پسر خود را بر حرمت مادر بودن ترجیح می دهد…

والده با عزت و احترام دیروز، رئیسه خانواده، حالا بعد از سالها دوباره پستان در دهان فرزند میگذارد اما این بار نه از روی مسئولیت و مهر مادری، بلکه از سر بی مسئولیتی و شهوت…

حرمت ها می شکنند و زنجیر ها پاره می شوند، پسر در دل خود می گوید: این “مامان” دیگر مادر نیست، او یک هرزه است، باشد که کانون گرم خانواده، دیگر چنین اتفاق ناگوار و ناخوش آیندی به خود نبیند.


لذت رابطه نامشروع ، فروپاشی خانواده…

pleasure

هـر پدر و مادری مـیگـن:

دختر و پسر من ، بـهـتـریـن خواهر و برادرهای دنـیـا هـسـتـنـد.

البته که درسته. ولی یه کمی هم احتیاط واجبه؛ تنها گذاشتن دو جوان در حال بلوغ در خانه ، آنهم در حالی که لباس های لختی تنشان است و عادت کرده اند هر روز با هم شوخی کنند و کشتی بگیرند یه کمی بی احتیاطی محسوب میشه، شرط عقل اینه که احتیاط رو رعایت کنیم.

رابطه نامشروع خانوادگی

روابط نامشروع خواهر و برادر، رابطه مادر و پسر، ارتباط پدر با دختر

 

رابطه نامشروع تلفنی و اس ام اس

sms telephonic

فرقی نداره وقتی صحبت از شهوت رانی باشه؛ یه آدم هرزه که کنترلی روی نفس خودش نداره، این هرزگی ها رو به نحوی اجرا میکنه؛ حالا یا  تلفنی یا با sms و موبایل، مثل یه معتاد که اگه تریاک رو ترک کنه میره سراغ هرویین، یا قلیون و سیگار و حشیش و خلاصه نمیتونه همه اش رو با هم بگذاره کنار، هرچند که خدائیش خیلی ها موفق شدند و گذاشتن کنار.

شاید یه “زن متاهل شوهر دار” هم که به رابطه نامشروع تلفنی یا اس ام اس معتاده، بتونه مثل اون معتاد این امتحان سخت زندگیش رو برنده بشه…


حکم روابط نامشروع خانوادگی چیست؟

Sentence

قضاوت نمیکنم، فتوی هم نمیدهم؛ ولی این کار زشت هم قابل ترک هست، و هم قابل توبه…

نه اونقدر که خودت رو بکشی، ولی ممکنه فعلا از مقام خودت فرود بیای و شرایط زندگیت سخت تر بشه، این چیزی نیست که خدا ازش بگذره؛ مگر اینکه توبه کنی و ترک کنی…

اگه میخوای بدونی که خدا چه دستوری میده؟ که البته میدونی؛

ترک سریع این رابطه زشت و توبه به معنای بازگشتن بسوی خدا…


داستان روابط نامشروع تلفنی با زن شوهردار

حکم روابط نامشروع – داستان روابط نامشروع


داستان روابط نامشروع

Story

در شبی سیاه و شوم وقتی که قرار نبود برم خونه، در رو باز کردم و دیدم که پدرم مثل یه فیلم … داره خواهر م یعنی دختر خودش رو … دنیا روی سرم خراب شد.

مادرم سالها بیمار شده بود؛ خواهرم همشیره ؟؟؟ که پرستار مادرم بود، “بابا” که معنی مقدس زندگی من بود، نمیدونم از کی با خواهرم؛ با دختر خودش زنا و روابط نامشروع داشت و من در اون شب این حکایت رو دیدم…

نمیدونم اسم این کار زنای محصنه است یا زنای با نامحرم یا محرم؛ ولی این رابطه لعنتی هرچی که هست تمام زندگی مون رو به باد داد… (داستان زندگی یکی دیگر از خوانندگان سایت)

قصه رابطه نامشروع مادر و پسر، پدر و دختر هایی که نیازهای عاطفی شون بصورت صحیح برآورده نشده، گزارش رابطه نامشروع زنان شوهردار از طریق اس ام اس و تلفن، روایت رابطه حرام با زن عمو و زن دایی و خاله و عمه و … هر خبیثی که خباثت درون خود را به نمایش می گذارد، آن کسی که تا فرصت کند، رحم نمیکند نه به خود و نه به اطرافیانش.


داستان ارتباط نامشروع تلفنی با زن شوهردار

راز خوشبختی انسان – داستان روابط نامشروع تلفنی – زن شوهردار


ارتباط نامشروع با زن شوهردار

Matron

اگه بهت بگن بد قلبی، چون با زن شوهردار ارتباط نامشروع داری؛ باور نمی کنی؟

در مجموع هر انسانی باید پادشاه سرزمین وجود خودش باشه، یعنی باید بتونه بر اندام بدنش حکم فرمایی کنه، این زنای نامشروع با زن متاهل، فقط یک خیانت نیست، بلکه از هم پاشیدن بنیان خانواده ای دیگر است.

ظلم به اون شوهری است که از ارتباط نامشروع زن خودش بی خبره و بزودی خواهد فهمید… (چون این قانون روزگاره)

اون زن شوهردار عفریته، متاسفانه والده، بانو و مادر یک خانواده است، عروسی کرده شوهردار ه و همین کافی است که دست از این بی عفتی برداری؛ مگر اینکه از شهوت نامشروع پیروی کنی، وگرنه عقل و انسانیت پیوسته بهت میگه: دیگه به این میوه ممنوعه زندگیت این (زن شوهردار) نزدیک نشو…

با وجدان خود، متحد شو


 

روابط نامشروع با زن شوهر دار - پدر دختر برادر خواهر مادر پسر

نیروی کارما – قانون کارما حکم روابط نامشروع تلفنی با زن شوهردار

کلمات کلیدی: زنای محصنه با محارم روابط نامشروع غیر مشروع مخالف مقررات، ضربدری ارتباط رابطه روابط پدر با دختر مادر با پسر زنای با محرم v,hfx khlav,u ohk,hn’d vhfxi khlav,u o,hiv fh fvhnv

relation-Matron-illegal-sister-brother-adulterous

۲۱۰ دیدگاه نوشته شده است! می توانید دیدگاه خود را بنویسید

  1. فاطمه می‌گه:

    سلام، من یه قربانی ام. البته چون خودم اصلا به این رابطه ها علاقه نداشتم تونستم تا حدودی جلوی برادر م رو بگیرم. اما الان با وجود اینکه یکسال و نیم از اون روزا میگذره نتونستم باهاش کنار بیام. من نمیگم مومنم یا خیلی پاکم. ولی تو زندگیم حداقل تو این مورد خیلی مواظب بودم.من حتی یه بارم با پوشش نا مناسب جلوی برادرم ظاهر نشدم. و همین منو بیشتر میسوزونه. من فقط یه جورایی دم دستش بودم و دیواری کوتاهتر از من پیدا نکرد. تو این مدت اندازه یه زن ۶۰ ساله سختی کشیدم. نمیدونید چقدر سخت بود برام تعریف کردن ماجرا برای یکی از اعضای خونوادم و بعد مشاور و….ولی حتی مشاورم هیچ تاثیری نداشت. فقط من موندم و یه مشت خاطره تلخ. از اینکه چطوری تصوراتم راجبه برادر م عوض شد. از اینکه با اینکارش چطوری پشتمو خالی کرد. دیگه حالم به هم میخوره حتی از خودم. بخدا راضی ام که یا من بمیرم یا اون. فقط دیگه جلو چشام نباشه… متنفرم از هر چی پسر هوس باز و بیشعور و بی انصافه!!!

    • نویسنده کیان می‌گه:

      سلام فاطمه جان
      یه جوری می نویسی که انگار تو اصلا نمی خواستی و اون بهت تجاوز کرده ، ولی فکر کنم خودت هم به برادر ت اجازه دادی… مشاور رو ادامه بده و دیگه نزدیک این میوه ممنوعه نشو و یه دوست پسر پیدا کن ؛ تا از مقامت بیشتر از این سقوط نکردی….

      • وحید می‌گه:

        از چاهنمایی‌های شما بسیار شگفتزده‌ام!
        دوست پسر پیدا کن تا از دست برادرت راحت بشی؟!
        لابد به سیگاری ها هم توصیه میکنی تریاک بکشند تا از سیگار راحت بشن؟

  2. mortezah می‌گه:

    سلام از این حرفی که میخام بگم خجالت میکشم…
    من یه خواهر ناتنی دارم که هیچ رابطه جنسی با اون نداشتم چون همچین وقتی مساعد نشده برام ولی حس شهوانی نسبت به اون دارم و حالان اون حتا ازدواج کرده و صاحب دو تا فرزند هم هستش ولی بازم من نسبت به اون حس شهوانی دارم بخدا من بعضی وقت حتا حاضر به مرگ هم هستم یعنی از این کار خیلی رنج میبرم یعنی از این گناه پست ولی نمی دونم که چیکار کنم و تا حالا روم نشده تا از یکی بپرسم که حکم این کار چیه دوستا اگه کسی میدونه ممنون میشم اگه رهنمایی کنید.

    • نویسنده کیان می‌گه:

      سلام برادر
      اینقدر به خودت فشار نیار ؛ نسبت بهش بی اعتنا باش ، ضمنا فکر کنم خودت در روابط با دختر های دیگه مشکل داری اگه مشکلت حاده حتما برو مشاور خانواده ؛ چیز مهمی نیست حل میشه…

    • ناشناس می‌گه:

      سلام از اینکه تا حالا با نفستون مبارزه کرده اید و همچین کار اشتباه و زشتی را مرتکب نشده اید این نشان از نفس پاک شماست. خدایا به تو پناه می آورم از سختی جان کندن هنگام مرگ ، زیاد به یاد مرگ باش و آن لحظه های را که ملک الموت جانت را میگیرد و کشان کشان تو را به دادگاه عدل الهی می برد تا حساب پس دهی…
      امیدوارم همه ی ما انسانها از دست این ابلیس خبیث نجات یابیم ،چون اون قسم خورده تا همه ی ما را جهنمی نکند از پا ننشیند…

  3. فاطمه می‌گه:

    ۱۳ سالم که بود همیشه متوجه لزج بودن لباس زیرم که از کمد برمیداشتم میشدم ولی از آنجا که راجب این چیزها هیچ آگاهی نداشتم متوجه موضوع نمیشدم تا اینکه یک روز اتفاقی شاهد عمل زشت برادر…با لباس زیرم شدم و فهمیدم که قضیه چی بوده و برادرم با شرمندگی اتاقم رو ترک کرد و بعد آن دیگه چنین مساله‌ای پیش نیامد .
    حالا که به این موضوع فکر میکنم میبینم که چه خطری رو پشت سر گذاشتم به نظر من آگاهی راجب مسائل جنسی و احتیاط در روابط خواهر و برادر در سن بلوغ خیلی مهمه و پدر و مادر وظیفه دارن با آگاهی دادن به فرزندان خود از آنها حفاظت کنند.

  4. با غیرت {محمد امین} می‌گه:

    یعنی حالم از تک به تکتون بهم میخوره {اونایی که خودشونو بی گناه و خواهر و برادر شونو گناهکار میدونن} از اول شروع میکنم من خودم خواهر دارم و الانم هم من تو سن شهوتم هم {از خواهرم پاک تر خودشه قربون چشماش برم و دل پاکش} اون اما بخدا نمیتونم به خودم اجازه بدم راجب بهش فک کنم، اونوقت تو با برادرت س… داشتی بعد میگی حالم ازش بهم میخوره؟؟ یعنی برادرت با زنجیر می بستت و با شلاق میزدتت… برو ابجی خودتو پاک کن به خدا قسم میخورم یه روز خواهرم و من از پیاده رو شهرک صدرا{شیراز} میرفتیم ، یه پسر بهمون گفت ایولا شهوتیا به جان مادرم ۳ ملیون پول دیه واسه شکوندن دندان دایمیش دادم. اونوقت شماها س… دارین باهم!!! یا با اون برادر ای پستتونم بگین که خدا قوت مرد ، ایول ب مرد بودنت ، من ک دیگه خودمو مرد نمیدونم تا زمانی که این نامردا وجود دارن بخدا قسم میخورم خیلی ننگه ولله زشته ، منم نه پاکم نه حروم زاده ولی راجب س… فکرم نکنید که به قرآن اسم دیگه شیطانه… -محمد امین ۱۷ ساله سوم تجربی شیراز-

  5. آرمین می‌گه:

    واقعا,دیگه حرفی ندارم جزاینکه بگم متاسفم این بودآرمان های امام وشهدا؟؟ منم تواوج شهوتم وشاید باورتون نشه ولی اگه بخوام امکان برقراری این ارتباطو با صد تا دختر دارم ولی خدا شاهده تاحالابهش فکر نکردم.
    آرمین زارعی ۱۶ساله دوم تجربی کرمانشاه

  6. جواد غ می‌گه:

    کلمه خواهر و برادرحرمت داره چه برسه به خودشون…..

  7. ی بنده خدا می‌گه:

    اونایی ک با برادر و خواهر تون رابطه نامشروع دارید برید بمیرید… برید از جامعه گم شید… خجالت بکشید… خاک بر سرتون آشغالا… چطور دلتون قبول میکنه!!! کثافتا…..

  8. مهدى می‌گه:

    روابط نامشروع خواهر برادر ، هم نتیجه ضعف ایمانه ، هم جامعه اى که از همه جاش گند می باره…

  9. سهیل می‌گه:

    نمیدونم چی بگم ، باورم نمیشه همچین چیزی رو میخونم. بخدا میخوام خودکشی کنم ، من یه برادر و یک پسرم و روی خواهر م تعصب دارم خدا خودش کمکت کنه ولی تا میتونی ازش دوری کن تا جلوی پدر و مادر و خواهر ت بی حرمت نشی فاطمه خانم…

  10. ناشناس می‌گه:

    ما یه فامیل داریم اسمشو هم نگویم بهتر است . با عرض معذرت وقتی به حمام میرود از شورت مادرش حال می برد و به کارهای پدر و مادرش فکر میکند آیا این گناه است؟

    • نویسنده کیان می‌گه:

      سلام عزیزم:
      احتمالا این فامیل خودت هستی ، اسمش رو هم که نگفتی البته اینجوری بهتره ، بله درسته … متاسفانه این فامیل تان یه کم داره هرزگی می کنه و چوب گناهش رو میخوره… مگر اینکه توبه کنه و کم کم سعی کنه عادت های بدش رو ترک کنه ، کم کم خودش رو اصلاح کنه و بیماریش رو درمان کنه… و بهش بگو یادش باشه که اگه هزار بار هم کار بد کنه باز هم خدا توبه اش رو می پذیره … ولی چه بهتر که خودش رو جلوی خدا اینقدر کوچیک نکنه… بهش بگو هر وقت داشت این کارهای بد رو می کرد ، اسم خدا رو صد بار به زبون بیاره و از خدا کمک بخواد…

  11. sina می‌گه:

    خدا شاهد اینایی که رابطه داشتن با خواهر برادر شون بی غیرتن کثافتا بی شرفا…

  12. علی می‌گه:

    سلام دوستان من ۱۴ سال دارم و الان دیگه حدودا توی اوج بلوغ هستم. من متاسفانه خواهر ندارم. اما یه دختر عمو دارم که خیلی دوستش دارم البته به چشم خواهری نگاش میکنم. منم مثل محمد امین بودم. داشتم باهاش تو خیابون سعدی مشهد قدم میزدم که یکی همسن و سال خودم گفت: اوه اوه اینارو نگاه چه س….. یعنی چنان زدمش که فقط فرار میکرد. من با دخترعموم س…. نکردم بعد شما با خواهر تون یا برادر تون!!!!
    الان میان میگن تو با دخترعموت زیاد نزدیک نیستی. باید بگم که فامیل اینقدر به من اعتماد دارن که شب هایی که خونه نیستن و بعضی موقع ها تا صبح یا ظهر نمیان منو زنگ میزنن که برم خونشون. البته با دخترعموم بازی و شوخی داریم اما مرزی هم داریم. بعد هم باید بگم تف تو غیرتتون. تف…

  13. زهرا می‌گه:

    خاک تو سر این جور خواهر و برادر هایی.

  14. سارا می‌گه:

    سلام اصلا فکر کردن به رابطه خواهر و برادری چندش آوره… کسی که اینکارو میکنه بیمار روحیه مشکل داره این همه دختر و پسر غریبه چرا عشق به خواهر و برادر؟؟؟

  15. مهســآ .. می‌گه:

    سلام
    وقتی این پست و نظرات رو خوندم یاد کارای خودم افتادم کلی ناراحت شدمو عذاب وجدان گرفتم… ببخشید که بی پرده همه چیز رو میخوام بگم… چون نمیتونم حرفامو به کسی بگم… نمیدونم چکار کنم…
    من ۱۸ سالمه و داییم ۲۳ و با هم رابطه (نامشروع) داریم ولی نه کامل… داییم خوش قیافه ست و من عاشقشم.. همیشه دوس داشتم باهاش ازدواج کنم… البته نظر بدی بهش نداشتم و فقط بخاطر دوس داشتنم میخواستم ازدواج کنیم… دوس پسر هم داشتم ولی از وقتی با داییم هستم با دوست پسرم تموم کردم.
    یعنی از تابستون امسال این اتفاق افتاده و باهاش رابطه دارم… یه روز وقتی کسی خونه نبود اومد خونمون ، منم تاپ دامن تنم بود ، سوتین نبسته بودم نوک سینه هام معلوم بود.. ازش پذیرایی کردم و نشستم با گوشیم مشغول بودم، داییمم تلویزیون نگا میکرد… ازم گوشیمو خواست منم بهش ندادم، بعدش شروع کردیم به شوخی دعوا کردن و کشتی گرفتن.. یهو از رو مبل افتادم کف اتاق اونم افتاد روم.. آخرش کار بجایی رسید که تاپمو درآورد سینه هامو انقد خورد نوکشون کبود شدن… از اون روز رابطه داریم یعنی مثل زنو شوهر نیستیم، فقط آلت هامون به هم مالیده میشه و دخول انجام نشده… من مثل بقیه نیستمو نمیخوام بگم این چیزا رو نمیخواستم، راستش چون دوسش دارم از کاراش خوشم میاد ولی بعد اینکه هر بار با هم باشیم خیلی عذاب وجدان میگیرم و گریه میکنم ولی دوباره روز از نو روزی از نو…
    خواهش میکنم کمکم کنید تا بتونم ترک کنم همچین غلطی رو…

    • نویسنده کیان می‌گه:

      سلام مهسا جان
      اگه پدر و مادر ، یا خواهر و برادر ت بفهمن چه بلوایی میشه!!!
      خوبه که خودت میدونی کارت چقدر زشت و قبیحه ؛ اون نامرد هم یه آدم ناتوانی مثل توئه ؛ واقعیت اینه که این عشقها چون گناه و هیجان دارند بوجود میان و حالا اگر تو و دائیت برید یه کشوری که آزاد باشه ؛ و با هم ازدواج کنید از روز اول هر روز دعوا و افسردگی و بدبختی دارین و زود برای هم عادی می شوید…
      بنظرم اول برو مشاور ، با یه کسی در میون بگذار ، یه دوست پسر خوب پیدا کن ، فکر کن… اگه تصمیمت واقعی باشه ، راه های انجامش رو پیدا می کنی…
      از خدا کمک بخواه ، روی قلبت رو کلی غبار گرفته ، خانه تکانی کن و با خدا دوباره آشتی کن خیلی مهربونه ، مطمئن باش اگه بسوی خدا برگردی قبولت می کنه…

      • ناصر می‌گه:

        شما چرا به همه پیشنهاد دوس پسر میدی؟ تا حالا فکر کردی این کار حرامه؟ از امام زمان خجالت نمی کشی؟ دلت خوشه داری مردم رو ارشاد میکنی؟ چه تضمینی وجود داره که فردا اون دوس پسر بلایی بزرگتر به سر این دختر نیاره؟؟

        • نویسنده کیان می‌گه:

          ناصر جان میبخشی ولی امثال تو محدودیت ها رو زیاد کردن و مردم به جون خواهر و مادر شون افتادند، من پیشنهاد دوست پسر رو به دختر انی میدهم که با پدر یا برادر شون رابطه نامشروع دارند… این رو همه مشاوران خانواده هم میگن ، در ضمن فعلا همون بلا رو محرم طرف داره سرش میاره…

          • ناصر می‌گه:

            چه محدودیتی؟ اینکه آدم با جنس مخالف رابطه نداشته باشه محدودیته؟ آخه کم ندیدم که چه بلاهایی دوس پسر ها سر دختر ها نیاوردن. چه بسیار دخترانی که از این جور رابطه ها ی نامشروع باردار شدن.. شما میتونی درستش کنی؟…

          • نویسنده کیان می‌گه:

            ناصرجان:
            اگه از دائیش باردار بشه چی تو میتونی درستش کنی؟ کشد زهر جایی که تریاک نیست ، نگاه کن ببین من این رو کجا نوشتم ، اگه رو دیوارای میدون ونک می نوشتم حرف تو قبول ، ولی این دختر که تو نظراتش رو هنوز نخوندی (پاک کردم اونقدر منحرفانه نوشته بود) ، بسیار شهوتی و آ نرماله ، و نمیشه بگی از دائیت فاصله بگیر و برو حسینیه سینه بزن یا برو کلاس تلاوت قرآن با صدای عبدالباسط، این دختر متعادل نیست ، خودش داره از این گناه و فاجعه لذت روانی می بره ؛ دوست پسر کمترین ابزاریه که شاید بتونه باهاش این رابطه نامشروع رو قطع کنه… یه کم فکر کن عزیزم… از هر مشاور خانواده ای هم خواستی اول بپرس بعد حرف منو تکذیب کن…

          • نویسنده کیان می‌گه:

            ناصر جان:
            اگه اون دختر از دائیش باردار بشه چی تو میتونی درستش کنی؟ کشد زهر جایی که تریاک نیست ، نگاه کن ببین من این رو کجا نوشتم ، اگه رو دیوارای میدون ونک می نوشتم حرف تو قبول ، ولی این دختر که تو نظراتش رو هنوز نخوندی (پاک کردم اونقدر منحرفانه نوشته بود) ، بسیار شهوتی و آ نرماله ، و نمیشه بگی از دائیت فاصله بگیر و برو حسینیه سینه بزن یا برو کلاس تلاوت قرآن با صدای عبدالباسط، این دختر متعادل نیست ، خودش داره از این گناه و فاجعه لذت روانی می بره ؛ دوست پسر کمترین ابزاریه که شاید بتونه باهاش این رابطه نامشروع رو قطع کنه… یه کم فکر کن عزیزم… از هر مشاور خانواده ای هم خواستی اول بپرس بعد حرف منو تکذیب کن…

          • Hooman می‌گه:

            دوست پسر هم بدتر اون انها.. تو رو خدا نکنید این کارهای نامشروع رو… من خودم ادم پاکی نیستم . ولی خوب نیست .

  16. آنا می‌گه:

    توبه کن خدا وقتی ببینه واقعا پشیمون شدی می بخشه وقتی توبه کنی و دیگه گناهت رو تکرار نکنی خدا آبروت رو حفظ میکنه مطمئن باش…

  17. مهســآ .. می‌گه:

    درسته که توی فامیلو خانواده کلا همه از لحاظ احوالپرسی و دست دادن و رو بوسی و لباس و اینجور مسائل راحتن ولی اگه مادر یا پدر م بفهمن میکشن منو…. خواهر برادر ندارم… بعدشم من ناتوان نیستم، نمیدونم چرا اون روز کار به اونجا کشید… اونم عاشقمه، اونم هروقتی که با هم رابطه داریم بعدش عذاب وجدان میگیره و به خودش فحش میده ولی دوباره روز از نو روزی از نو…
    برم به مشاور بگم با داییم یه جورایی مثل نامزدیم؟! … بگم وقتی با وجودم بازی میکنه خوشم میاد؟! … دوس ندارم در موردش با کسی حرف بزنم، آخه اگه یه روز با همون مشاور از یه طریقی آشنا دربیام، به همه جار میزنه این دایی و دختر خواهر عاشق هم هستن…. من میگم دوست پسرم رو بخاطر داییم ولش کردم، اونوقت شما میگی با یکی دیگه دوس بشم؟؟
    شاید مسخره به نظر بیاد ؛ هم یجورایی میخوام دیگه این کارا رو نکنیم، هم اینکه عاشقشمو دلم میخواد باهاش باشم… از خودم اوووقم میاد وقتی دلم بعضی چیزا رو میخواد… از خودم اوووقم میاد وقتی تمام بدنمو میخوره لذت میبرم… توی مغزم همش کشمکش دارم با خودم میجنگم و میگم اون داییمه ولی وقتی می بینمش… اصلا بگید چه غلطی بکنم تا از همدیگه بدمون بیاد… الان وقتی اینارو مینویسم یجوری ام، انگار که یکی رو کشتم یجا قایمش کردم نمیتونم به کسی بگم…چجوری توبه کنم…

    • نویسنده کیان می‌گه:

      مهسا جان واقعا متاسفم
      تو یک دام بزرگ افتادی که نمیتونی ازش در بیای! البته اگه بخوای میتونی در عرض یک ثانیه از این دام بسیار بزرگ بیرون بیایی ، ولی لذت و شهوت و هوسرانی و …. بهت اجازه نمیده و در این چاه سیاه و تاریک ماندگار میشی . میتونی همین الان به دایی ات زنگ بزنی و بگی تو مردی و من بخاطر تو از تو جدا میشم ، بخاطر اینکه هنوز هم بتونی تو آینه به خودت بگی مرد…
      از تو جدا میشم بخاطر ارزشهای انسانی که دیگه هردومون نداریم ، از تو جدا میشم بخاطر این که دست زدن به این میوه ممنوعه باعث میشه از مقامت فرود بیای و به جهان و شرایط سخت تری تبعید بشیم…
      یه روزی بعد از مرگ ، وقتی هزاران سال قراره زیر خاک عذاب وجدان بکشی ؛ از شدت حسرت ملیاردها بار آه میکشی ، که چقدر راحت می تونستی با یک اس ام اس بهش بگی تمومه ، ولی شهوت و هوسبازی درونت این اجازه رو نمیداد…
      این کانال رو بخون کانال منه ، یکی از پست هاش اینه که پادشاه سرزمین وجودت باش ، از جسمت فرمان نگیر بلکه بر اون فرمانروایی کن… باید بتونی بر این شهوتت غالب بشی ، این تنها راه نجاتت از این مواد مخدره؛ اگه میخوای تو زندگیت خیر ببینی ، خوشبخت بشی و خدا رو داشته باشی این تنها راه نجاتت هست ، از رفتن پیش مشاور نترس بلکه از خدا بترس…
      حتما از مشاور کمک بگیر برای ترک این اعتیاد زشت…
      ضمنا این گفته خدا که: اگر میخواهید به مقام مقربین خدا برسید ؛ باید از اونچه که محبوب تون هست (و میدونید خدا نمی خواد) در راه خدا بگذرید…

  18. مهســآ .. می‌گه:

    ایشش من چی میگم شما چی میگی!! جای من نیستی که،احساس منو نداری..خب اگه فقط از رو شهوت بود،میرفتم بیرون با صد تا پسر دوس میشدم…

    • نویسنده کیان می‌گه:

      مهسا جان ادامه نظرت رو پاک کردم چون در شان خوانندگان نبود…
      من از طرز نوشتنت متوجه شدم خودت هم از این رابطه لذت می بری… خوب دیگه این انتخاب توست. فقط منو سرکار گذاشتی، فکر می کنی هر کی بیشتر و با کیفیت بیشتری بهت حال داد باید در اولویت باشه حتی دائیت؟؟؟
      این متن رو برات مینویسم میدونم برات درد سر میشه ولی مجبورم…
      آنگاه که فرعون درونت طغیان کنه…. موسایی می فرستد
      موسی اش را اگر تبعید کنی ، بلایی می فرستد و اگر تعقیبش کنی عذابی می فرستد… بلکه فروکش کند ، فرعون درونت…

    • ناصر می‌گه:

      خدا نجات مون بده. فقط همین موردو کم داشتیم که آدم عاشق داییش بشه. این حرفا چیه؟؟؟ خانم محترم تو که میدونی ازدواج با دایی حرامه پس دیگه ریشه این کار زشت رو از دلت بکن بنداز ش بیرون…

    • حامد می‌گه:

      سلام مهسا خانم من حامد هستم خونم قصر شیرینه ، اولین باره تو این سایت میام… اصلا وقتی نوشته های شما رو خوندم سر درد گرفتم مگه چنین چیزی ممکنه؟؟ من ۲۵ سالمه یه خواهر زاده ۱۴ ساله دارم اسمش رهاس؛ خدا شاهده بغلش می کنم انگار دختر خودمه… چطور ممکنه آدم به خواهر زاده خودش حس شهوت داشته باشه.
      به نظر من شما نمازتو بخون ، و از خدا بخواه کمکت کنه. بعد سعی کن هرگز با خان دایی باغیرتت تنها نشی…خدا کمکت کنه…

  19. داوود می‌گه:

    سلام
    من مهسا رو درک میکنم میدونم چی میگه شماها که گرفتار این داستان نشدید فقط برید خدا رو شکر کنید ریاد به خودتون مغرور نشید.

  20. حامد می‌گه:

    مهسا خانم:در طوفان شهوت تنها پناهگاه خداست خدا…
    شروع کن به نماز خواندن، صحنه های شهوانی نگاه نکن -با اون فامیل نامردتون هم خلوت نکن اگه ترک نکنی ، یه روزی پشیمون میشی که دیگه خیلی دیره…

    • نویسنده کیان می‌گه:

      سلام حامدجان: مهسا در این برهه از زندگیش یک انتخاب اشتباه داشته ، یک اشتباه بزرگ…
      مهسا آینه عبرت دیگران خواهد شد متاسفانه…

  21. ابول قیامت می‌گه:

    خدایی خجالت نمیکشید بابا دوس پسر دوست دختر پیدا کنید کون همم پاره کنید دیگه ن با خواهر برادر…

    • ناصر می‌گه:

      فرقی نمیکنه. ارتباط با نامحرم هم درست نیست. به طور کلی باید از روابط نامشروع فاصله گرفت و ازدواج کرد. خدا همه مون رو کمک کنه

  22. سایه می‌گه:

    سلام وحشت کردم مگه همچین چیزایی هم هست به حق چیزای نشنیده و ندیده از فردا منم تو خونه روسری و دامن بپوشم ولی خدایی برادر های من گلن ماهن خیلی با غیرتن کلا ما فامیلامون اینجوری نیستن دست از پا خطا کنی سرت و میزارن رو سینت چه برسه رابطه باهات داشته باشن منم زیاد اهل خدا و پیغمبر نبودم ولی چند روز خدا رو باور دارم و به آرامش روحی رسیدم دنبال خدا برید هیچ وقت به همچین چیزایی گرفتار نمیشید شیطان در درونتون رخنه کرده لعنت به شیطان بگید و از اول شروع کنید

  23. یاسر می‌گه:

    مهسا خانوم خواهر من شما افتادی تو وادی جنسی!!! بهتره ادامه بدی و به عاقبتش هم فکر نکنی چون اذیت میشی و لذت سکسو ازت میگیره
    چه اشکالی داره با صدتا پسر دیگه هم دوست شو… هر گل یه بویی داره…

  24. انسان می‌گه:

    چرا شما همش احساس تاسف میکنید و بد و بیراه میگید. اون خواهر ، برادر ، دختر یا پسری که اومده مشکلش (روابط نامشروع) رو میگه واسه اینه که راهنمایش کنید و کمکش کنید. انسان اگه کنترل ذهنش و نفسش رو از دست بده همین میشه. واسه همه ما ممکنه پیش بیاد اگه نتونیم افکار و ذهنمون رو کتترل کنیم. بجای سرکوب کردن و احساس تاسف ، راه نشون بدید و راهنمایی کنید …

  25. انسان می‌گه:

    کاش بجای احساس تاسف بتونیم کمکشون کنیم و راهنمایی تا از این مشکلات رها بشن مسلما این افراد خودشونم عذاب میکشن.

  26. ناشناس می‌گه:

    به نظر من هر کسی که اجازه می ده بهش تجاوز بشه میتونه اجازه نده . اگر جنس زن دلش نخواد ، هیچ مردی نمیتونه بهش تجاوز کنه ، مگر اینکه تعداد مردها زیاد باشه !

  27. ناشناس می‌گه:

    دوست من ! تجاوز کردن یعنی به حریم شخصی کسی وارد شدن ؛ حالا به نظر شما “رابطه نامشروع” تجاوز به حریم شخصی فرد نیست.

    • نویسنده کیان می‌گه:

      سلام
      تا اونجایی که من میدونم تجاوز ظاهرا به این معنی است که به اجبار فیزیکی و علیرغم تمایل یکی از طرفین انجام شود ، ولی روابط نامشروع حداقل به اجبار فیزیکی نیست ، و با اجازه دوطرف انجام میشه ، اگرچه دو طرف قلبا مایل نیستند…

  28. عدالت می‌گه:

    دختر و پسر ایی که رابطه نامشروع جنسی و ملاعبه دارید حالا با هر کی… شماها حق ندارید موقع ازدواج ، دنبال همسر پاک بگردید و مطمئنا همسری عین خودتون گیرتون میاد ، حالا از هرنوع… به عدالت خدا شک نکنید.

  29. ستاره می‌گه:

    وقتی یک مرد به یک زن تجاوز میکنه همه دختره را مقصر می دانند ولی همش تقصیر این مردای بی شرفه عوضی ها…

    • نویسنده کیان می‌گه:

      ستاره جان:
      اون نامردی که به تو تجاوز کرده ؛ نماینده همه مردای دنیا نیست… البته باهات موافقم که جو مملکت مون خیلی سنتیه

  30. ناشناس می‌گه:

    ریدم تو اعتقادتون تف به روتون اسم خودتونو گذاشتین انسان؟سگ هم با خواهرش … نمیکنه جهنمیان خدا لعنتتون کنه

    • ناشناس می‌گه:

      سلام
      فکر کنید خدای نکرده این بلا به سر شما میومد چیکار می کردید؟ نباید این فرد رو سرزنش کرد اشتباه این دوست خوب اینه که خودش هم دوست داره به ادامه راه خدایا کمکش کن…

  31. ناشناس می‌گه:

    وایییییییی خدای من مگه داریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟مگه میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    لعنتیا همه تون برید به جهنم.آشغالا….واقعا تایپشم ننگ آوره چه برسه عمل به این کارا….
    فقط میگم خدا شفاتون بده

  32. علی می‌گه:

    انسان باید در چهار چوب عرف انسانیت ، غریزه جنسی خودش رو سیراب و ارضا کنه. این روابط در اکثر کشورها مذمومه. و انجام این رفتارهای جنسی خارج از عرف خب قطعا لذت بخشه. چون عادت و سنت شکنه. و کار پسندیده ای نیست. عاشقانه ها رو به ازدواج برسونید. تا ببینید زندگی با همسری که عاشقش هستید چه لذتی داره. هنوز نور امیدی هست. خدا خیلی بیشتر از ما… نگران ماست. با خدا از در دوستی درآئید…

  33. مهرداد می‌گه:

    وای….خیلی کارزشتیه خیلی…اگ برادربخوادباخواهرش سک…کنه اونوقت به کی بگه خواهر…..من چندتاخواهردارم..ولی بخداقسم خواهربزرگی روازمادرم بیشتردوسش دارم…چندسال پیش مریض بودم ناراحتی اعصاب داشتم حالم هم خیلی بدبود…بخداقسم بااینکه اذیتشون میکردم بازم دوسم داشتند…واسم پرستاربودن..بخداقسم خواهربزرگه راازمادرم بیشتردوسش دارم چون همیشه سرنمازگریه میکردوبرام دعامیکرد..بخداقسم.من اعتراف میکنم هرچی دارم وبه هرجایی هم که رسیده ام ازبرکت..دعای خواهرم بوده…
    امسال عروسیش قول دادم بهش به اندازه چهل میلیون براش جهزیه بخرم براش…

  34. مهرداد می‌گه:

    دوستی دارم بنام جلال… که تعریف میکرد ما گله داریم و سگ هم داریم.. روزی دو تا سگ که مادر و پسر بودن میخواستم بندازم پیش تا با هم سک.. کنن.. ولی هر کاری کردم سگهای مادر و پسر راضی نمیشدن.. تا اینکه یک کیسه به سر سگ پسر کشیدم که مادر ش رو نبینه… و بعد انداختم کنار هم بلافاصله شروع کردن سک… کردن.. صبر کردم تا کارشون که تموم شد کیسه را از سر سگ پسر بیرون آوردم..سگ پسر وقتی دید با مادرش … کرده.. سر خود را بین پاهایش برد و خایه های خود را با دندان هایش کند و بعد مرد.. و سگ مادر هم فرار کرد.. من اول خیلی تعجب کردم و بعد پشیمان شدم… بله دوستان عزیز انسانی که چشم طمع به محارم (خواهر برادر مادر پدر دختر پسر…) خود دارد از سگ هم پست تر است… خودتان قضاوت کنید…

  35. ناشناس می‌گه:

    مهسا خانوم ترو خدا تمومش کن…ازت خواهش میکنم.التماس میکنم…

  36. عاطفه می‌گه:

    پیام هاتونو خوندم..
    اسمم عاطفه ۲۰ ساله در کنار همسرم و پسرم اهورا خیلی خوشبختم.
    تو زندگیم همیشه از گناه میترسیدم و به این میگن خوشبختی…
    خوشبختی یعنی از اعمال این دنیات خیالت راحت باشه و توشه ی خوب برای اون دنیا داشته باشی..
    اسلام لذت جنسی رو حروم نکرده ولی همراه با یه سری محدودیت اخلاقی و انسانی..
    پناه می برم به خدا…

  37. ناشناس می‌گه:

    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

  38. محمد می‌گه:

    من میخواسم با یه دختر که اهل گیلان بود عقد کنم که کردم اما …
    این دختر ۲۰ ساله با برادر خودش (یه پسر ۱۷ ساله) که سن بلوغ رو رد کرده بود، تو *اتاق مشترک* میخوابید مثل یه زن و شوهر
    حتی تو یکی دو ماه عقد که تو خونشون رفت و آمد داشتم من تو پذیرایی میخوابیدم خانوم با برادر ش تو اتاق خواب میخوابید تازه اتاقی که درش بسته بود.
    مقابل برادر لباس عوض میکرد تا حدی که با عرض پوزش با *شرت و کرست* جلوش ظاهر میشد…
    من خیلی بهش مشکوک بودم – آخرشم جدا شدم…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.