راه و روش های آسان زندگی، قبل از خودکشی با انواع قرص (خودکشی)

راه و روش های آسان زندگی، قبل از خودکشی با انواع قرص (خودکشی)

 

یه حس غریبی به من میگه: بـمـون ـــ  اینجا کلیک کن

خداحافظ دنیا – سلام خودکشی 

suicide

از مرگ میترسم، چون خودکشی کردم چون مرگ رو خودم دعوت میکنم از اون میترسم

ای مرگ، همه جا میهمان ناخوانده ای، چرا دارم برای تو دعوت نامه میفرستم
نمیدونم چرا  باید خودکشی کنم

هـر چنـد بیشتر از زنـدگی، از مرگ مـیـتـرسـم

.

باید یکی از انواع راه ها و روش های خودکشی رو بررسی و انتخاب کنم.

.

چطور خودم رو بکشم…

خودکشی میکنم، از دنیایی که نصیبم نشد از آدمای بی روح، از این روزگار میرم آقا جون، منی که هیچ پشتوانه ای ندارم، رفتنی ام.

.

اطرافیان، و  خودکشی من…

آدمای کثیف عقرب صفت دورم رو گرفته اند، شاید هم خدا برای عذابم این عقرب ها رو به جونم انداخت و اونقدر عذابم دادند که حالا باید خودکشی کنم، خدایا چقدر خوار و ذلیل شدم که باید انتحار کنم؛ خودم رو بکشم، باورم نمیشه خودکشی، قبر و مرگ.

چیکار کرده بودم – جرمم چی بود، البته نمیگم که گناه نداشتم ، داشتم آقا جان  والله داشتم ، اما از خدا انتظار داشتم منو ببخشه که نبخشید، خدایی کنه که نکرد، البته کرد خیلی بهم فرصت داد، درسته خودمم یه کم مقصر بودم.

.

میدونم هر کی ظلمی کنه، به خودش بر میگرده.

میدونم هر چی میکشم از اعمال گذشته ام یا کارهای اون پدرمه…

.

درسته توی این دنیا هیچ ظالمی نمیتونه از دست خدا فرار کنه اینا رو قبول دارم ، اما وقت رفتنم رسیده، محمد میگفت  تناسخ  درسته و برای تو فرقی نمیکنه، حتی اگر در این جسم خودت رو بکشی، در جسم دیگه ای با همین مشکلات زنده میشی،  و خودویرانگری راه حل مشکل نیست، مشکل رو باید از ریشه حل کنی.

خدا یا بدن سالمی که بهم دادی چرا باید با خودکشی نابود بشه

میگفت مشکل در درون وجودته ، مشکل در صفات زشتیه که داری – گفتم مثلا چی، گفت مثلا بدخواهی، برای همه بد میخوای، چشم پیشرفت کسی رو نداری، یا حسودی و به همه حسادت میکنی، میگفت بددلی، البته راست میگفت، حالا که دارم خود کشی میکنم به همه راستش رو میگم، آره من حسود بودم شاید علت خودکشی ام هم، همین مقایسه کردن خودم با دیگران باشه، چشم دیدن پیشرفت کسی رو ندارم.

ممد میگفت قانع نیستی، همین قانع نبودن عامل خودکشی توست، خوب ممد جون شاید تو بتونی تحمل کنی، ولی من نمیتونم ببینم  یه آدم بی ارزش با بی ام و  صفر کیلومترش بیاد مهمونی و من حتی یه لگن هم ندارم. من تحمل کردن اینو از بی غیرتی خودم میدونم.

یه بار سر کار زیر آب مدیرم رو زدم و اخراج شد، حالا که دارم خودکشی میکنم اعتراف میکنم که من بودم که با یک دروغ، باعث اخراجش شدم، یه بار هم رفتم تو کار یکی که متاهل بود، آخه یه چیزی بود که نمیشد ازش گذشت درسته الان خیلی پشیمونم.

اما خدایا، من کارهای خوب هم کردم چرا اونا رو نمی بینی، فقط گناهام رو می بینی، چقدر تو سرم میزنی چقدر اون کارم که  < حتی دم مرگم  روم نمیشه بگم >  رو بیادم میاری، بابا تموم شده از اون زمان سال ها گذشته.

ممد می گفت خود کشی نکن صبر کن، بعد از اینکه تاوان گناهات رو دادی وضعیت روز به روز بهتر میشه، نمیدونم یه حسی تو دلم میگه به حرفش اطمینان نکن چون دیگه به خدا هم اطمینان ندارم.

چرا باید از این قبرستان سر در بیارم، چرا باید خودکشی کنم

خودکشی یعنی ، خودویرانگری

اما یه حسی توی قلبم بهم میگه با صبر همه چی درست میشه، بالاخره خدا هم که دلش از سنگ نیست، آخه من یه تن سالم دارم با کلی تجربه از ضربه هایی که خوردم حیفم میاد که این تجربیاتم رو که با زجر بدست آوردم با خودم به گور ببرم.

حالا باید دنبال روشهای خودکشی و انتحار باشم تو اینترنت سرچ کردم انواع روش های خودکشی، خودکشی با قرص خواب دیازپام، خودکشی با سیانور، خودکشی با تیغ، خودکشی با قرص استامینوفن و آمپول هوا، خودویرانگری.

خدایا شرمم میاد نگاهم نکن، باید برم گم شم، باید خودکشی کنم، خدایا من گناهکارم و تو اگر هم بخشنده باشی، دیر می بخشی ولی من دیگه نمی تونم صبر کنم.

.

.

“خودکشی و انتحار من”

.

خدایا سعی نکن از خودکشی منصرفم کنی،

در نبرد تو و شیطان، میخوام شیطان پیروز بشه.

.

نبرد خدا و شیطان در قلب من یکی میگه خودکشی کن و یکی دیگه میخواد نجاتم بده

.

اگه قول میدادی همه چی درست میشه خود کشی نمیکردم، ولی تو که با کسی حرف نمیزنی، البته انکار نمیکنم همین حس قلبم که با من حرف میزنه از توئه، در حقیقت این تویی که داری تو قلبم بهم میگی خودکشی نکن، پس تو داری با من حرف میزنی….
خدایا چی دارم میگم باز دارم بر می گردم بسمت تو، یه حسی بهم میگه خودکشی نکن آدم ضعیف، و یه حسی بهم میگه از تو دور بشم که کشتن نفس برام راحت باشه، میدونم حس اول من تو هستی دقیقا خود تو.

خدایا این بار هم یه فرصت بهت میدم، یعنی ببخشید تو بهم یه فرصت بده، بقول بچه محل مون (محمد) یه مدت دیگه تاوان گناهانم رو تحمل میکنم به امید روزی که بخشیده بشم  و دست از عذاب کردنم برداری.

یه حال دیگه هم بهت میدم، یعنی به خودم میدم،  میرم از همه کسانی که بهشون ظلم کردم عذر خواهی میکنم، شاید اینطوری انرژی های منفی زندگیم پاک بشه و از شر این همه غم راحت بشم. میدونم تو هم خوشحال میشی، میدونم همه این غم ها از کارهای گذشته خودم و اون پدر عوضی و ضعیفه.

خدایا راحت شدم خود کشی نمیکنم… نباید یه آدم خود کش ضعیف باشم، دوست ندارم با خود نابود سازی و خواری و ذلت از این دنیا برم، این بازی رو نمی بازم، مبارزه میکنم برنامه ریزی میکنم.

بجای نابودی نفس ؛ میرم مشاور خانواده، شاید راهکار خوبی داد، شاید عمو بهروزم که آدم با تجربه ایه، از لابلای تجربیات زیادش چیزی بهم گفت…

من خودکشی نمیکنم…

.

اینو مطمئنم که اگه تا حالا خوشبخت نشدم، و کارم به خودکشی رسیـد

.

بخاطر بـد دلـی خـودم بـود

.

و مطمئنم که اگه قلبم رو از این صفات زشت خالی کنم؛

کم کم خوشبخت میشم.


 کسانی که قدرت تفکر آفریننده 

.

 و خلاق شون  رو از دست می دهند 

.

(یعنی راه حل مبتکرانه برای حل مشکل)

.

 به خودکشی و انتحار روی می آورند… 


یه حس غریبی به من میگه: بـمـون اینجا کلیک کن


بیش از ۱۰۰۰ نظرات دیگران رو حتما بخون..


واژگان راهبردی: خودکشی آسان، نابودی نفس، خودکشی، خود کشی ، خود نابود سازی، راهها و روش های خودکشی آسان و بدون درد؛ مبادرت کننده بخود کشی، خودکشی، چطور خودکشی کنیم، چگونه خود کشی کنیم؟self-annihilation self-destruction self-murder self-slaughter…

۱,۰۴۷ دیدگاه نوشته شده است! می توانید دیدگاه خود را بنویسید

  1. فرانک گفت:

    سلام
    اقای کیان من اتفاقی به این سایت اومدم و مشکلات دوستان و راهنمایی های شما خوندم
    اولا که یعنی چی خدایی در پاسخ یکی از دوستان نوشتین که :آدم واسه زن جماعت خودکشی نمیکنه؟؟
    مگه میشه مگه داریم؟؟
    دوما یکم که چه عرض کنم خیلی بی احساس و گذرا جواب دوستان و میدید.
    امیدوارم موفق باشید.

  2. زهراء گفت:

    سلام
    من ۹ ماه می شه که افسردگی گرفتم
    در این اواخر همیشه به فکر خودکشی
    هستم چند بار هم کوشش کردم ولی
    می ترسم ولی راه دیگه ندارم و نمی تونم فکر خود کشی را از ذهنم دور کنم
    از همه کس و همه چیز بدم میاد
    لطفا راهنمایی ام کنید

    • نویسنده کیان گفت:

      زهرا جان فقط مشاور خانواده و روانشناس و روانپزشک
      البته اگر از درون همبخوای که بیماری ات رو درمان کنی ، تا خودت نخوای نمیشه..

  3. ناشناس گفت:

    سلام من ۲۷ سالمه وقتی ترم ۴ ارشد بودم با یه مرد اشنا شدم و قرارمون ازدواج شد ازم خواستگاری کرد ولی خانوادم مخالفت کردن ولی بعد متاسفانه دور از چشم خانواده بخاطر وابستگی به رابطم ادامه دادم
    تا اینکه اون ازم سرد شد و دیگه منو نخواست ولی باز با هم بودیم و رابطه ای خیلی نزدیکی با هم داشتیم بعد یه سال بخاطر این موضوع که اون من نمیخواست ماجرا تموم شد و منم از درسم یکسال عقب موندم الان اون همه خاطره جلوو چشامه نمیتونم یک لحظه تحمل کنم خانوادمم هم بخاطر عقب موندن درسم همش سرکوفتم میکنن روزای خیلی بدی رو دارم فقط خودکشی میتونه کمک کنه همین

    • نویسنده کیان گفت:

      سلام عزیزم
      احتمالا زمان زیادی از جدایی تون نگذشته ، ترک این اعتیاد ماه اول خیلی سخته ، ماه دوم راحت تر میشه و ماه سوم و چهارم و….
      به جایی میرسی که به تصمیم خودکشی امروزت میخندی… و میگی چه احمقی بودم میخواستم خودمو بخاطر اون عتیقه بکشم…

  4. عاطفه گفت:

    سلام
    من هجده سالمه و سال اخر دبیرستانم ولی خانوادم از فقر فرهنگی برخوردارن ونمی زارن درس بخونم والانم ثبت نامم نمی کنن در صورتی ک پدرم وضع مالی بسیار خوبی داره ولی حاضر نیس برای من خرج کنه سال اول دبیرستان منو تو ی مدرسه مزخرف ثبت نام کردن سه سال ب طور متوالی از مدرسم بد گفتم ولی توجهی نکردن ولی امسال ک باید برای پیش دانشگاهیم خرج کنن ب فکر عوض کردن مدرسه افتادن درس موقعی ک همه مدارس ثبت نام کردنو کلاساشونم شروع شده من چیکار می تونم بکنم جز شکست من هجده سال تموم تو ی خانواده کاملا بی فرهنگ بزرگشدم و غرورمو جلوی همه شیکستن پیش دوستو اشنا جلو خودم ازم بد گفتنو از دیگران تعریف کردن حسود نیستم و برای پیشرفت دیگران تلاش می کنم ولی نمی دونم الان چی کار کنم ???

    • نویسنده کیان گفت:

      خوب عاطفه جان تو که اینا رو برای ما میگی… خوب برای اونا هم بگو..
      سعی کن پدر و مادرت رو رشد بدی ، کلی مقاله روان شناسی براشون دانلود کن و براشون با روی خوش بخون ، اولش براشون سخته ولی کم کم شرمنده میشن از کارهایی که با تو کردند ؛ همین خوبه شروع کن ، اگه پدر و مادر خودشون بهشون یاد نداده اند ، تو بهشون یاد بده…
      نا امید نباش از آموزش اونها خودت خیر می بینی…

  5. مینا گفت:

    من یه بار پیام دادم.من ۷ ماهه که افسردگی دارم.تو این ۷ماه شاید۱۰۰ بار شده که به فکر خودکشی افتادم.الان همه چیز خوب شده.فقط تنها مهم ترین چیز درست نشده.اینکه اصلا نمی تونم درس بخونم.اصلا حوصلم نمیکشه.میام که کتابو باز کنم نمیتونم حتی یه کلمه بخونم.من پایه سوم دبیرستان رو عقب موندم.باید تا شهریور همه امتحانارو بدم.اما واقعا نمی تونم درس بخونم.مامانم هم هی عصبانی میشه که تو این ۷ ماه به حد کافی خوردی و خوابیدی.هیشکی نمیتونه درکم کنه تو رو به قران هر کی میتونه کمکم کنه.التماس میکنم.کسی بوده که این مشکلو داشته؟ راستی توی فرزانگان درس میخونم

    • نویسنده کیان گفت:

      مینا جان روش درسی ات رو عوض کن ؛ نیازی به برنامه خاصی نیست ، به یک کتاب گیر بده و تا تمومش نکردی سر کتاب بعدی نرو..
      هر لحظه هر ساعت هر وقت که بیداری روی اون یک کتاب زوم کن با تعجب می بینی که خیلی زود یک کتاب رو تموم کردی و برو سر کتاب دیگه..
      یه کم عقب افتادی رو حیه ات رو از دست دادی مامانت باید نقش مشوق رو برات بازی کنه اما اگر نکرد برو مشاور درسی یا مشاور خانواده ولی این روشی که بهت گفتم عالیه..

      • مینا گفت:

        تنها مشکلم اینه که حتی ۱ درصد هم حوصلم نمیکشه درس بخونم.وقتی کتابو باز میکنم اونقد ورق میزنم که خسته میشم.در ضمن میخواستم از شما تشکر کنم که با حوصله جواب همه رو میدین.راستشو بخواین وقتی چیزی اینجا مینویسم هی میام سرمیزنم که بهم جواب بدین تو این شرایط که حتی نمیتونم با مادرم صحبت کنم شما تنها کسین.از خدا میخوام که همیشه هوای شما رو داشته باشه

        • نویسنده کیان گفت:

          مینا خانم حوصله ام نمیکشه علل مختلفی داره اگر رفع کنی دیگه علاقمند میشی…
          ۱٫ اینکه حواست هزار جاست ، از تلگرام و ماهواره و اینترنت بگیر تا مسیج بازی و گروهها و … اینها کلی از سی پی یوت رو اشغال می کنند..
          ۲٫ احساس سرخوردگی و زیاد بودن حجم دروس ..
          ۳٫ نداشتن مشوق و حتی تحقیر از طرف خانواده..
          ۴٫ تیپ ، آرایش، وقت گذاشتن برای اینها..
          ۵٫ …………
          ۶٫ …………

  6. عماد گفت:

    سلام من و محمد رفیقم امشب تنها شدیم و تصمیم گرفتیم ک با بازگذاشتن شیر گاز ب زندگی پوچ و بیهوده خودمون خاتمه دهیم …… قرض از نوشتن این چند سطر این بود ک قبل از مرگمون ب کسی گفته باشیم ….چون هیچکس را نداریم … در این شب عزیز حلالمان کنید غریبه های اشنا ….

    • نویسنده کیان گفت:

      عمادجان
      همینه که میگن غفلت نکن ، مواظب بچه ات باش با رفیق بد دوست نشه…
      متاسفانه مادر و پدرتون باید چوب این غفلت شون رو بخورند…

  7. علی گفت:

    من وقتی تصمیم به خودکشی گرفتم یعنی اینکه جهنم رو پذیرفتم…چون اگه قراره جهنمی باشه بهتره اون دنیا باشه تا این دنیا…اگه صدتا قرص رو تو اب حل کنن بخورم میمیرم؟؟؟یا بازم باید قرص جمع کنم؟؟؟میترسم امتحان کنم بعد نمیرم مشکلات خیلی بدتر شه….تو رو خدا راهنمایی کنید…

    • نویسنده کیان گفت:

      علی جان
      خودکشی همیشه در دسترس توست و برای اون هیچ وقت دیر نیست ، چیزی که دیگه در دسترست نیست زندگی و فرصتهاست…
      یه کم صبر کن تا سر فرصت تصمیم بگیری ، مشورت کن شاید راههای بهتری پیدا بشه..
      مشکلت رو اینجا بنویس شاید راه و روش خاصی به ذهن ما رسید…

  8. ارزو گفت:

    سلام حالم خیلی بده ترو خدا یکی کمک کنه خسته ام دگه نمیخوام زنده باشم

  9. سهیل موالی گفت:

    به نظرم خودکشی ی چیز الکی مزخرفه که ادمای بی عرضه بی فکر بی عقل که قدرت تصمیم گیری و اداره کردن زندگی رو ندارن همچین کاری میکننبا خودکشی تازه زجر کشیدن شروع میشه

  10. عادل گفت:

    سلام نمیدونم از کجا شروع کنم سال ۸۶ ب خواستگاری دختری رفتم ب ظاهر ارام بود ازش خوشم اومد وقرار عروسی گذاشتیم جواب ازمایشمون کم خونی شد ولی من اصرار کردم ک باید این ازدواج سر بگیره نمیدکنم شاید خدا نمیخاست این وصلت سر بگیره ولی من اصرار زیاد کردم و بلاخره تونستیم ازدواج کنیم اوایل خوب بودیم ولی بعداز چند سال ک خدا هم ب ما یه پسر سالم ودوست داشتنی داد خانمم منو اذیت میکرد اخلاق گندش خسنه وخسته تر شده بودم هر روز حوصله میکردم ک درست میشه ولی دیگه بریدم بخدا خسته شدم میحوام خودکشی کنم خسته ام از زندگی

    • نویسنده کیان گفت:

      عادل جان مشکل اینه که هر چی همسرت پرخاشگری میکنه ، محبت تو به اون کمتر میشه و این باعث میشه بیشتر پرخاشگری کنه..
      من خودم زن دارم ، هر وقت حواسم بهش نیست و محبت نمیکنم و سرم گرم کارم هست، پرخاشگر و عصبی میشه ، اما وقتی بهش محبت و توجه میکنم آروم میگیره ؛ مشکل از خودته باید بجای دورشدن ، بهش نزدیکتر بشی مطمئن باش از محبت خارها گل میشود..
      راز بدبختی تو زنت نیست خودتی ، یادت رفته مرد اون خونه ای و هم باید عادل باشی و هم کریم و بخشنده و مهربان..
      ضمنا برای پسرت متاسفم که بابای ضعیفی داره و میخواد تنهاش بگذاره…

  11. king of lobe گفت:

    سلام من مهدی ۱۵ سالمه یکی رو دوست دارم ولی فکر نکنم اون منو دوست داشته باشه میخوام هر چی زود تر خودکشی کنم…

    • نویسنده کیان گفت:

      برادر یه کم مرد باش.. ناسلامتی جنس نــر هستی…اینقدر بچه و شکننده نباش، واسه زن جماعت که آدم خودکشی نمیکنه…

  12. ایرج حسینی گفت:

    سلام ازدست خرج ومخارج میخوام خودکشی کنم چراکه دست برای هرکاری میبرم برایم جورنمیشه درحالی که به خدا قسم ۱۰جورتخصص فنی دارم

    • نویسنده کیان گفت:

      ایرج جان همه آدما در برهه ای از زندگیشون اینطوری اند، یه کم مرد باش، قوی باش، یه کم مثل زنا زود رنج و شکننده ای برادر…

  13. فاطمه گفت:

    فاطمه ۱۷ساله ام… هی میخوام ادامه بدم اما واقعا نمیشه هر روز فشار روم بیشتر میشه… نمیتونم نمیکشم مطمئنم اون دنیا بدتر از این دنیای لجنی من نیس

    • نویسنده کیان گفت:

      فاطمه جان با توجه به اسمت اختمالا در یک خانواده سنتی بزرگ شدی و رفتارشون باهات سنتی و قدیمیه..
      متاسفم که زندگیت یه مدت کوتاهی سخته ولی این همیشگی نیست و به زودی تو بزرگ و مستقل میشی و خـوشـبـخـت…

      صبر کن می آید روزهایی چون کلوچه شیرین..

  14. بدبخت گفت:

    ۳۶ ساله هستم از روزی که خودم شناختم زندگیم مثل جهنم بود یک بابای حروم زاده دارم یک مامان فرشته ولی عمر فرشته ای من مثل گل کوتاه بود بت زندگیم تو ۴۰ سالگی مرد نابود شدم شوهرم بی تفاوت ترین واحمق ترین مرد دنیاس با این که خوشگلم حتی نگاهم نمی کنه هر روز یک مشکل ایجاد میکنه ومن میندازه تو حچل دوتا دختر دارم ولی هیچ امیدی به زندگی ندارم ففط دلم میخا د بمیرم امروز ۲۰ قرص خوردم ولی مثل سگ زندم چی کار کنم بمیرم

    • نویسنده کیان گفت:

      سلام عزیزم اون قرصها فقط غرورت رو می کشه و ارزشت رو پایین میاره ؛ شاید مشکلات خانوادگیت اعتماد بنفست رو پایین آورده و خودت رو جلوی شوهرت کوچیک کردی و به دست و پاش افتادی ، یه کم خودت رو بگیر و سنگین تر رفتار کن که به سمتت جذب بشه فقط خوشگلی کافی نیست ، باید رفتارت هم جاذب باشه ؛ البته من که نمیدونم اونجا چه خبره ، تنها چیزی که میدونم اینه که باید بخاطر اون دوتا فرشته زنده بمونی و بجنگی…خودت مامانت رو از دست دادی و کلی ضربه خوردی تو زندگیت ، حالا میخوای بچه های خودت رو بدست خودت یتیم کنی و با این مرد غیر قابل اعتماد رها کنی… واقعا که چه مادری هستی؟؟؟

  15. ناشناس گفت:

    سلام شانزده سالمه درسم خوب نیس منم میخا خودکشی کنم

  16. علی گفت:

    سلام.پسر ۱۸ساله ای هستم قبلا هم پیام دادم.حدود۶ماه پیش مشکلم قبول نشدن تو کنکور بود.شما یه سری راهنمایی کردین من رفتم پیش روانشناس یعنی خودم که نرفتم بابام رفت دکتر یه سری قرص داد…سیتالوپرام۴۰ و الانزاپین…
    سه چهار ماه قرصا رو خوردم…ولی الان به جایی رسیدم تا دوهفته دیگه کنکوره…من هیچی بلد نیستم…حدود یه ماهی میشه که قرصا رو نمیخورم…خونوادم نمیدونن…تا الان حدود ۱۰۰تا قرص الانزاپین و سیتالوپرام و پرانول و استامینوفن جمع کردم…
    دو هفته تا کنکور مونده….یه چیزی ذهنمو شدید درگیر کرده یعنی دو دلم کرده…نمیدونم قبل کنکور قرصا رو بخورم و تموم شه همه چی یا بزارم بعد کنکور وقتی نتایج اومد….ولی من طاقت زندگی تا دو ماه دیگه رو ندارم….از طرفی میگم شاید قبول شم…یه رشته ای مثل پرستاری…هدفم پزشکی بود ولی بهش نرسیدم پارسالم میتونستم پرستاری قبول شم ولی نرفتم….به خدا نمیدونین دارم چی میکشم….نمیییییییدونین…این فقط یه مشکله حتی اگه این مشکلم حل شه مشکل دیگم پابرجاس….تا زمانی هم که در ایرانم مشکل حل نمیشه…بالفرض پرستاری هم قبول شم اون مشکل دیگم رو چیکار کنم….نمیتونم اون مشکل دیگم رو بگم چون کوته فکری مردممون این اجازه رو نمیده….اونا هر چی رو که نمیفهمن مسخره میکنن…

    • نویسنده کیان گفت:

      علی جان تو الان در وضعیت خیلی بدی نیستی ؛ ولی فکر می کنی در بدترین وضعیت زندگیت قرار داری..
      باید ذهنت رو پارتیشن بندی کنی و برای هر مشکل جداگانه راه حل پیدا کنیووو
      ۱٫ مشکل درسی: عزیزم یه کم فکر کن حاضری هزار سال زیر خاک بخوابی و با آبرو ریزی بمیری ، جتی حاضری بری جهنم… ولی یکسال دیگه به خودت زحمت ندی… یا اینکه بری خدمت و توی خدمت یا بعد خدمت بخونی، یعنی واقعا اینقدر درس خوندن سخته که مرگ با ذلت رو به اون ترجیح میدی…
      ۲٫ اون مشکل که میدونم چیه: برادر حتی اگر میخوای بری اونطرف باید درست رو بخونی مدرکت رو ترجمه کنی که اونطرف مجبور نشی حمالی اونا رو کنی، یه کم برای غرورت ارزش قائل باش، یه کم به خودت زحمت بده… افکارت رو از مسائل جنسی و جنس مخالف و موافق و … خالی کن تا بتونی یک مدرک در شان خودت بگیری…

  17. پریسا گفت:

    سلام من پریسا هستم ۱۹ساله اهل اهواز
    ۱۶سالگی به میل خودم ازدواج کردم باشوهرم تصمیم گرفتیم برای زندگی بیایم تهران خانواده با ازدواج من مخالف بودن ب زور و لجبازی راضی شدن. ازدواجم سال ۹۲ اومدیم سر زندگیمون. من رفتم سرکار شوهرم هم رفت سرکار زندگیمون ب خوبی میگذشت تا اینکه شهریور ۹۳ شوهرم ب سراغ مواد مخدر رفت و برای همیشه رفت گم و گور شد. نه آدرسی ن موبایلی ازخودش نداشتم ازخونوادش آدرس و تلفن داشتم ولی چون با ازدواج ما موافق نبودن باهاشون تماس نگرفتم ب خانواده خودم هم چیزی نگفتم چون میدونستم جزء سرکوفت زدن فایده ای برام نداشت… گذشت و شد ماه دی ۹۴ من دادخواست مهریه داده بودم یه دفعه پیداش شد بعد از اون از همدیگه جدا شدیم الان سه ماهی میشه ولی دیگه نمیتونم برگردم پیش خانواده ام تحمل حرفا شون رو ندارم میخام خودکشی کنم…

    • نویسنده کیان گفت:

      پریسا جان سن ۱۶ سالگی بدترین سن دختراست و سالی که احمقانه ترین تصمیمات زندگی شون رو می گیرند.. و تو هم در همین سن این کار رو کردی…
      ببین خیلی از دخترا چنین سرنوشتی داشته اند اما به مامان شون گفته اند و مامان چاره دیگه ای نداشته جز این که دختر رو به آغوش خانواده بپذیره و به امید یک سرنوشت خوب براش باشه ؛ اگه از این نامرد بچه ای نداری که باید خدا رو شکر کنی..
      من معتقدم یکی دو سال بعد همه التهابات عصبیت فروکش می کنه و راحت میشی و میتونی برای زندگیت تصمیمات بهتری بگیری..
      صبر کن عزیزم ، این دفعه هم مثل دوران ۱۶ سالگیت تصمیمات بچه گانه نگیر چون دیگه بزرگ شدی..
      من ۱۰ سال دیگه رو می بینم که ۲۹ سالت شده و دیگه حتی یاد اون عوضی هم نمی افتی و ۲۰ سال دیگه رو می بینم که ۳۹ سالت شده چند تا بچه دور و برت بازی می کنند.. فردا با خانواده تماس بگیر و برگرد ؛ بازگشت یه کم دردناکه ولی زود فراموش می کنی…

  18. samurai گفت:

    باید به روش سامورایی سپوکو یا همون هاراگیری کنید.خیلی با افتخار…‌

    • نویسنده کیان گفت:

      عزیزم افتخار در خودکشی نیست ؛ افتخار یک انسان اینه که قلبش رو پاک کنه تا روزگار موافقش بشه نه مخالف..
      ضمنا تفکر خلاقش رو به کار بیندازه ؛ از همه اطرافیان کمک بگیره ؛ مشورت کنه و خلاصه با تمام وجود بجنگه تا اوضاع رو بهتر کنه..
      این افتخاره نه خودویرانگری…
      اون که یک شرمه ؛ یک ناتوانی ، یک فرار از حقیقت.. بنابراین نمیتونه افتخار باشه..

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.